به گزارش خبرنگار مهر، در شرایطی که تأمین مالی ارزی برای پروژههای بزرگ صنعتی، انرژی و صادراتمحور بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده، پرسش اصلی این است که صندوقهای ارزی منابع جذبشده را در چه داراییهایی سرمایهگذاری میکنند و چگونه میتوان میان امنیت، بازده و نقدشوندگی تعادل ایجاد کرد.
تجربه بازارهای مالی نشان میدهد هر صندوقی که با ارز سروکار دارد، پیش از هر چیز باید به اصل «حفظ ارزش پول» پایبند باشد؛ اما این تنها بخشی از ماجراست، زیرا اگر منابع تنها در داراییهای بسیار کمریسک اما کمبازده بماند، عملاً توان اثرگذاری صندوق بر توسعه پروژهها کاهش پیدا میکند. از همینرو، طراحی یک مدل تخصیص دارایی یا Asset Allocation برای صندوقهای ارزی، به معنای چیدن ترکیبی از ابزارهای متنوع مالی است که بتواند هم ریسک را کنترل کند و هم بازده قابلقبولی به همراه داشته باشد.
سپرده ارزی و اوراق؛ ستونهای اصلی سبد
در یک صندوق ارزی، نخستین لایه سرمایهگذاری معمولاً به سپردههای ارزی نزد بانکهای معتبر اختصاص مییابد. این بخش بهویژه برای مدیریت نقدینگی و پاسخگویی به تعهدات کوتاهمدت اهمیت دارد. سپرده ارزی، هرچند بازدهی بالایی ندارد، اما نقش حفاظتی آن بسیار مهم است.
صندوقی که همه منابع خود را در پروژههای بلندمدت قفل کند، در صورت نیاز به پرداختهای ناگهانی یا خروج سرمایهگذار، با مشکل مواجه میشود. بنابراین نگهداری بخشی از منابع در سپردههای کوتاهمدت ارزی، نوعی ضربهگیر مالی برای صندوق محسوب میشود.
در کنار سپرده، اوراق بدهی ارزی و صکوک ارزی نیز از مهمترین ابزارهای قابلاستفاده هستند. این اوراق معمولاً برای تأمین مالی طرحهای توسعهای در حوزه نفت، گاز، پتروشیمی، نیرو و زیرساخت منتشر میشوند و میتوانند بازدهی مشخص و قابلپیشبینی داشته باشند.
برای صندوق ارزی، خرید چنین اوراقی یک مزیت مهم دارد: جریان درآمدی آن تا حد زیادی با ذات منابع صندوق همخوان است و در صورت وجود تضمین کافی، ریسک سرمایهگذاری را کاهش میدهد. از سوی دیگر، اگر ناشر اوراق از محل درآمدهای صادراتی یا قراردادهای بلندمدت تسویه کند، اطمینان بیشتری برای سرمایهگذار ایجاد میشود. به همین دلیل، بسیاری از متخصصان معتقدند ستون اصلی سبد صندوقهای ارزی باید بر پایه همین دو ابزار، یعنی سپرده و اوراق، شکل بگیرد.
پروژههای صادراتمحور؛ موتور بازدهی صندوق
با این حال، اگر هدف صندوق تنها حفظ ارزش نباشد و بخواهد در توسعه اقتصادی نیز نقش ایفا کند، بخش دیگری از منابع باید به **تأمین مالی مستقیم پروژههای صادراتمحور و زیرساختی اختصاص یابد. این بخش میتواند شامل مشارکت در توسعه میادین انرژی، احداث نیروگاههای بزرگ، پروژههای پتروشیمی، صنایع فلزی یا طرحهای لجستیکی باشد؛ طرحهایی که یا درآمد ارزی دارند یا بهصورت غیرمستقیم از محل صادرات و زنجیره ارزآوری بازپرداخت میشوند.
مزیت این بخش آن است که در مقایسه با سپرده یا اوراق کمریسک، بازده بالقوه بالاتری دارد. اما طبیعتاً ریسک آن نیز بیشتر است و به همین دلیل باید با دقت انتخاب شود. در صندوقهای حرفهای، ورود به پروژه صرفاً زمانی منطقی است که چند شرط همزمان برقرار باشد: نخست، پروژه دارای مدل درآمدی روشن باشد؛ دوم، تضامین کافی برای بازپرداخت اصل و سود سرمایه وجود داشته باشد؛ و سوم، جریان درآمدی آن با ارز صندوق همخوانی داشته باشد.
در غیر این صورت، سرمایهگذاری ارزی ممکن است به جای تولید بازده، صرفاً به انجماد منابع منجر شود.
در همینباره،علی رضایی، کارشناس بازار سرمایه، میگوید: «صندوق ارزی نباید فقط بهدنبال نگهداری ارز باشد؛ مأموریت اصلی آن این است که منابع را به داراییهایی منتقل کند که هم ارزش پول را حفظ کند و هم به پروژههای واقعی با درآمد ارزی کمک کند. اگر ترکیب دارایی بهدرستی طراحی شود، صندوق میتواند هم برای سرمایهگذار مطمئن باشد و هم برای اقتصاد مولد مفید واقع شودد مفید واقع شود در چینش سبد این صندوقها باید میان داراییهای کمریسک و داراییهای رشد محور توازن وجود داشته باشد، زیرا تمرکز بیش از حد بر یک نوع دارایی، صندوق را در برابر نوسانهای سیاسی، ارزی و عملیاتی آسیبپذیر میکند.
طلا، تنوع ارزی و مدیریت ریسک
در کنار ابزارهای مالی کلاسیک، **طلا** نیز جایگاه مهمی در مدل تخصیص دارایی صندوقهای ارزی دارد. طلا در بسیاری از سبدهای سرمایهگذاری بهعنوان ابزار پوشش ریسک شناخته میشود، بهخصوص در دورههایی که بازارهای ارزی یا روابط تجاری بینالمللی با نوسان شدید همراه است. اختصاص بخشی محدود از منابع صندوق به ابزارهای مبتنی بر طلا، مانند گواهی سپرده یا صندوقهای طلا، میتواند نقش سپر حفاظتی در برابر شوکهای بیرونی را ایفا کند.
این دارایی، هرچند ذاتاً تولیدکننده جریان نقدی ثابت نیست، اما در زمان بیثباتی، ارزش خود را بهتر از بسیاری داراییهای دیگر حفظ میکند.
موضوع دیگر، تنوعبخشی ارزی است. صندوقی که همه منابع خود را بر یک ارز متمرکز کند، در برابر نوسان آن ارز یا محدودیتهای نقلوانتقالی، آسیبپذیر میشود. به همین دلیل، در بسیاری از مدلهای حرفهای، سبد ارزی بهصورت چندلایه طراحی میشود؛ بخشی در قالب سپرده و ابزارهای مبتنی بر ارزهای متداول تجاری، بخشی در قالب داراییهای طلا و بخشی در قالب پروژههایی که درآمد ارزی دارند. این تنوع، صندوق را از وابستگی به یک بازار یا یک مسیر تسویه خارج میکند.
از زاویه مدیریت ریسک نیز، سقفگذاری برای هر ناشر یا پروژه ضروری است. اگر صندوق بخش عمده منابع خود را در یک مجموعه یا یک صنعت متمرکز کند، با کوچکترین اختلال در آن مجموعه، کل پورتفوی آسیب میبیند. بنابراین رعایت حدنصاب سرمایهگذاری، اخذ تضامین معتبر، توثیق داراییها و تطبیق سررسید منابع و مصارف، از اصول غیرقابلچشمپوشی در این نوع صندوقهاست.
در مجموع، مدل سرمایهگذاری صندوق ارزی باید بهگونهای طراحی شود که سه هدف را همزمان دنبال کند: حفظ ارزش منابع، تأمین نقدشوندگی و ایجاد بازده متناسب با ریسک. سپردههای ارزی، اوراق ارزی، پروژههای صادراتمحور و ابزارهای مبتنی بر طلا، چهار ضلع اصلی این مدل را تشکیل میدهند. اگر این اضلاع بهدرستی کنار هم قرار گیرند، صندوق نهتنها میتواند به یک ابزار مالی مطمئن برای سرمایهگذاران تبدیل شود، بلکه به موتور تأمین مالی پروژههای واقعی و ارزآور نیز بدل خواهد شد؛ نقشی که در اقتصاد امروز، بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز است.



نظر شما